تبليغاتX
هنرستان فنی برق و کامپیوتر
آموزشهایی درباره برق و کامپیوتر
سلام خوبان همراه

همانطور که قول داده بودم قسمت دوم اختلالات دوره نوجوانی را آماده کرده و تقدیم حضورتان می کنم


ارتباط با همسالان

همسالان بخشي از زندگي نوجوانان هستندكه نوجوانان را حمايت مي كنند تا وارد جامعه شوندو به هيچ عنوان نبايد توسط والدين يا مربيان از زندگي نوجوانان حذف شوند.چرا كه همسالان به نوجوان كمك مي كنند تا  تمرين الگو پذيري و نقش پذيري داشته باشند.

بر طبق تحقيقات نوجوانان در سه مورد از همسالان الگو مي گيرند كه عبارتند از:

1- ظاهر ( تيپ ظاهري ، مو و ...)

2- پوشش (لباسها ، مدها و ...)

3- زبان(تكيه كلامها و ...)

همچنين همسالان نقش مثبت زيادي در نوجوانان دارند كه عبارتند از :

1- نقش حمايت كنندگي

2- قدرت نفوذ

3- همرنگي يا هماهنگي با هنجارهاي جامعه

4- نقش پذيري نوجوانان ، كه خود دو قسمت مي شود

      الف – هنجارهاي جامعه يا سازگاري با جامعه

      ب – يادگيري نقش هاي جنسي

5- عزت نفس و اعتماد به نفس

با توجه به موارد بالا يكي از اصلي ترين وظايف والدين و مربيان ايجاد يك گروه همسالان مناسب براي نوجوانان است.

گروه هاي همسالان سه گروه مي باشند:

1- دسته : به گروه هايي گفته مي شود كه تا 6 نفر باشند.و معمولا گروه هاي صميمي مي باشند.

2- جماعت : معمولا به گروه هاي 20 تا 30 نفره گفته مي شود.معمولا گروه هاي كاري جماعت مي باشند مانند همكلاسان يا تيم هاي ورزشي

3- باند:در تعريف باند تعداد چندان مهم نيست و تفاوت اصلي باند با دسته و جماعت در اين است كه در باند اهداف گروه تغيير مي كند و گروه هاي منفي مي باشند.

بايد توجه داشت كه دسته ها به خاطر صميميت بين اعضا بايد خود به وجود بيايد و كسي نمي تواند بين چند نوجوان صميميت به وجود بياورد.ولي جماعت را معلم يا والدين مي توانند به وجود بياورند.و اگر نوجواني در دسته اي عضو نيست بايد ابتدا او را عضو جماعت كرد سپس توانائي هاي اورا تقويت نمود تا بتواند با ديگران صميمي شود و وارد دسته آنها گردد.

محبوبيت در همسالان

1- همرنگي با معيارهاي گروه

2- ظاهر نوجوان

3- ويژگي هاي شخصيتي خاص (شوخ طبعي ، پشتكار ، نظم ،اخلاق خوب و ...)

4- هوش

پرخاشگري

بعد از بحران هويت بيشترين بحراني كه متوجه نوجوانان است ، بحران پرخاشگري مي باشد.

طبق تعريف پرخاشگري عبارت است از رفتاري كه هدف آن آسيب رساندن به ديگران مي باشد.يابه عبارت ديگر ،  آسيب عمدي به ديگران را پرخاشگري مي گويند.

پرخاشگري از نظر شكل دو قسمت است :

1- مستقيم  ( زدن ، دعوا كردن ، فحش دادن ، تنه زدن و...)

2- غير مستقيم (طعنه زدن ، لجبازي ، قهر كردن و ...)

تاثير محيط بر پرخاشگري

1- پرخاشگري حاصل يادگيري است (يادگيري از طريق مشاهده)

2- پرخاشگري حاصل شكست فرد در شرايط يا به خاطر نرسيدن و ناكام ماندن است.

براي بروز پرخاشگري دو عامل اساسي وجود دارد

1- خانواده

   الف – والديني كه الگوي پرخاشگري هستند حتما نوجوان پرخاشگر دارند.

   ب – تشويق پرخاشگري نوجوان از طرف خانواده باعث  پرخاشگر شدن نوجوان مي شود.

   ج – تنبيه بيش از حد كودك  ، باعث پرخاشگر شدن نوجوان  مي شود.

2- اجتماع

   الف – محيط زندگي در پرخاشگري نوجوان موثر است.(فقر و ...)

   ب – صحنه هاي خشونت آميزي كه در جامعه اتفاق مي افتد ،نوجوان را پرخاشگر مي كند.

   ج – راديو و تلوزيون و رسانه هاي جمعي با نشان دادن فيلم هاي خشن باعث پرخاشگري نوجوان مي شوند.

   د – بازي هاي كامپيوتري

راهكارهاي كمك به برطرف شدن پرخاشگري

1- شرايط فيزيكي

بايد توجه داشت كه همه پرخاشگري ها علت رواني ندارند.مثلا كم كاري غده تيروئيديا عدم تنظيم هورمونها هر دو باعث پرخاشگري مي شوند.

2- شرايط محيطي و رواني

در برخورد با نوجوان پرخاشگر اولين چيز حفظ آرامش از سوي مربي يا والدين است.چرا كه عدم حفظ آرامش باعث بيشتر شدن پرخاشگري نوجوان مي شود.ولي بايد توجه داشت كه حفظ آرامش نبايد به بي تفاوتي برسد.بلكه بايد به اين معني باشد كه با آرامش به همه صحبت هاي نوجوان گوش مي دهيم .

همچنين بايد در مورد موضوع باعث پرخاشگري با نوجوان صحبت نمود.

همچنين بايد به نوجوان جراتمند رفتار كردن را ياد داد چرا كه بسياري از پرخاشگري ها به خاطر اين است كه نوجوان بلد نيست جراتمند رفتار كند.نوجوان بايد بياموزد كه در برخورد با مشكلات يك الگوي حل مسئله داشته باشد.

شيوه هاي ارتباطي

1- سبك منفعل (من بدم تو خوبي)

 افرادي كه در ارتباطاتشان داراي سبك منفعل هستند ، معمولا به ديگران امتياز مي دهند و هميشه پذيرنده هستند.و داراي اعتماد به نفس پاييني مي باشند.

2- سبك پرخاشگر ( من خوبم تو بدي)

اين افراد داراي تن صداي بلندي هستند و هميشه در حالت مبارزه هستند

3- سبك منزوي ( نه من اينجا هستم نه شما )

افراد گوشه گير

4- سبك جراتمند ( من خوبم تو هم خوبي)

اين افراد حرفشان را به جا و به موقع مي گويند ولي همراه با احترام يعني هم احترام خود و هم احترام طرف مقابل را رعايت مي كنند.

وظيفه والدين و مربيان اين است كه به نوجوانان ياد دهيم در غالب موارد سبك ارتباطي جراتمند داشته باشند.

 

منبع : دوره ضمن خدمت آموزش و پرورش منطقه اشتهارد

مدرس دوره : سركار خانم رحمتي

پاييز 1386

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 21:52  توسط مهندس اینانلو  | 

سلام خوبان همراه

یه دوره ضمن خدمت داشتیم با عنوان اختلالات دوره نوجوانی که سرکار خانم رحمتی مدرس دوره بودندو این دوره به قدری مفید بود که مشتاق شدم تا آن را برای شما نیز ارائه کنم .امروز قسمت اول آنرا برایتان نوشتم .منتظر قسمت دوم باشید.


اختلالات دوره نوجواني

يكي از مهمترين و در عين حال بحراني ترين دوره هاي زندگي هر فردي ، دوره نوجواني مي باشد.براي اينكه بتوانيم هنجارها و ناهنجارهاي اين دوره را بشناسيم ناگزير بايد با دوره نوجواني آشنا شويم.

طبق تعريف دوره نوجواني به تقريبا ً به محدوده سني 13 تا 19 سال گفته مي شود.البته بايد به اين نكته توجه داشت كه اين محدوده تقريبي است .چرا كه طبق مطالعات انجام شده سن دوره نوجواني از حدود 150 سال پيش به اين طرف به مدت 4 سال و 8 ماه گسترش پيدا كرده است.در واقع زماني كه يك فرد وظايف يك بزرگسال را مي فهمد و درك مي كند ديگر يك نوجوان نيست. طبق تحقيقات يكي از مواردي كه سن پذيرش مسئوليت بزرگ سالان را عقب مي اندازد دانشگاه رفتن مي باشد.

رفتار

عوامل موثر در شكل گيري رفتارهاي افراد عبارتند از :

1- عوامل زيستي

2- عوامل رواني

3- عوامل اجتماعي

و اين به اين معني است كه تمام رفتار ما از اين سه عامل نشئت مي گيرند.

بحران نوجواني

در مورد وجود يا عدم وجود بحران در دوره نوجواني دو نظريه عمده وجود دارد

1- نظريه اول معتقد به بحراني بودن دوره نوجواني است  كه دانشمنداني چون آقاي اريكسون مدافع آن هستند

2- عده ديگر معتقد هستند كه هيچ بحراني در دوره نوجواني وجود ندارد و بزرگاني چون آفر و بندورا مدافع آن هستند.

رفتار در نوجوان ها سه ويژگي دارد:

1- رفتارهايي را نشان مي دهند كه ناهنجار است ولي اختلال يا بيماري رواني نيست

2- اكثر نوجوانان خيلي زود اختلال ها را رفع مي كنند

3- خيلي مشكل است بين رفتار بهنجار و نابهنجار تمايز قايل شويم.

ملاك هاي تشخيص رفتارهاي هنجار از ناهنجار

1- فراواني يك رفتار: تعداد بروز يك رفتار در يك فرد در مقايسه با همسالان

2- شدت : نيرومندي بروز يك رفتار

3- تداوم : در يك دوره زماني تكرار يك عمل

4- تناسب سني : بعضي رفتارها در يك سني هنجار و در يك سني ناهنجار هستند.

5- موقعيت : در موقعيت هاي مختلف بروز كند.

تغييرات دوره نوجواني عبارتند از:

الف – رشد جسماني دوره نوجواني

اين رشد شامل موارد مختلف زير مي باشد

1- هورمون هاي مختلف در بدن ترشح مي كنند.(تيروئيد ، پاراتيروئيد ، آدرنالين ، هيپوفيز ، گناد ها يا غدد جنسي )

2- تجمع غدد چربي و عرق در پوست

3- تغييرات ظاهري در اندام ها ( كه با عدم تناسب ظاهر فيزيكي همگام است)

4- عدم تناسب بين رشد ماهيچه ها و رشد سلول هاي عصبي (نوجوانان به اين دليل است كه در اين دوره به در و ديوار مي خورند ، زمين مي خورند و وسايل را مي اندازند .)

5- افزايش حجم قلب ، شش ها ، اندام گوارشي و حجم خون

بلوغ

دوره اي كه فرد توانائي توليد مثل را به دست مي آورد را دوره بلوغ مي نامند .كه در دختران و پسران سن شروع اين دوره متفاوت است ولي معمولا براي دختران در سن 13 تا 5/14 سالگي و در پسران در سن 5/14 تا 16 سالگي اتفاق مي افتد.

عوامل موثر در بلوغ

1- وراثت : والديني كه زود بالغ هستند معمولا ً بچه هاي زود بالغ هم دارند

2- عوامل جغرافيايي : سن بلوغ در آب و هواي گرم زودتر از آب و هواي سرد است.

3- سلامت ، تغذيه ، بهداشت: سلامت و تغذيه خوب و رعايت بهداشت سن بلوغ را زودتر مي كند.

4- هوش : بچه هاي باهوش تر چون محرك هاي محيطي را زودتر و بهتر درك مي كنند ،زودتر بالغ مي شوند.

5 – عوامل محيطي : هرچقدر بچه ها بيشتر در معرض محركهاي بلوغي باشند ، زودتر بالغ مي شوند.

ب – كسب هويت

دو نوع هويت داريم :

1- هويت شخصي                                2- هويت اجتماعي

در هويت شخصي نوجوان به به سني مي رسد كه از خانواده جدا شده و مي خواهد مستقل شود و در واقع به دنبال جواب سئوال من كيستم ؟ مي باشد.و جواب اين سئوال در واقع همان هويت شخصي نوجوان مي باشد.ولي در هويت اجتماعي به دنبال پاسخي براي اين سئوال است كه جامعه چه برداشتي از من دارد يا من چه تاثيري بر روي جامعه دارم.و فردي سالم است كه بين هويت شخصي و اجتماعيش تناسب درستي وجود داشته باشد.

نوجوانان در كسب هويت چهار گروهند:

1- گروهي كه هويت زود رس دارند.اين دسته نوجواناني را شامل مي شود كه تلاشي براي پيدا كردن جواب من كبستم ندارند و خيلي زود هويت آنها تثبيت مي شود.يا به عبارت ديگر همرنگ جماعت مي شوندو ارزش ها و باورهاي ديگران را خيلي زود مي پذيرند.اين گروه معمولا ً اعتماد به نفس پاييني دارنديا خانواده هاي سختگير و مستبد دارند

2- گروهي كه هويت ديررس دارند . اين گروه شامل نوجواناني است كه در مسير هويت يابي حركت مي كنند ولي مسائلي پيش مي آيد كه رسيدن به هويت را براي آنها به تاخير مي اندازد.

3- گروهي كه آشفتگي هويت دارند.اين دسته گروهي هستند كه به يك هويت منسجم نرسيده اند.

4- گروهي كه هويت سالم دارند.اين دسته افرادي هستند كه به راحتي وارد دنياي بزرگسالي مي شوند.

اين گروه بندي براي هويت يابي مربوط به آقاي مارشيا بود.ولي گروه بندي هاي ديگري نيز داريم :

هويت منفي – گروهي هستند كه در هنگام كسب هويت چون نمي توانند انتظار جامعه و معلم و خانواده را كسب كنند ، روش ديگري را انتخاب مي كنند.و براي جلب توجه كارهايي را انجام مي دهند كه درست خلاف هويت پذيرفته شده جامعه مي باشد.( افراد بزهكار)

هويت جنسي – اين يعني اينكه از نقش جنسي خود اطلاع و آگاهي درستي داشته باشيم .يعني از يك مرد در جامعه چه انتظاري مي رود و از يك زن چه انتظاري مي رود.

ج – ارتباط با والدين

در زمينه ارتباط با واليدين نوجوانان با چند مورد مواجهه هستند كه عبارتند از :

1- مواجهه با منابع قدرت كه عبارتند از والدين و مربيان و پليس و ....

2- تغيير در دلبستگي نوجوان

يكي ديگر از مراحل رشد طبيعي تغيير در دلبستگي است.در اين مرحله والدين مي ترسند كه پايگاه عاطفي خود نزد كودكشان را از دست بدهند.يا اينكه مي ترسند ديگر نوجوان آنها را دوست نداشته باشد.

3- تعارض در ارزش ها

اگر نوجواني همه ارزشها را زود مي پذيرد دچار هويت زودرس است ولي اگر نوجواني با ارزش ها دچار چالش شد و سپس پذيرفت آنگاه به يقين رسيده است و كمتر دچار مشكل خواهد شد.

4- استقلال طلبي

يادمان باشد در اين مرحله به جاي مخالفت با استقلال طلبي بچه ها بايد به آنها ياد بدهيم كه چگونه مستقل باشند.

5- خود محوري نوجوان

در اين دوران نوجوان در افكارش معمولا تك بعدي است يعني نمي تواند يك مسئله را از ابعاد مختلف ببيند.

6- دلبستگي به جنس مخالف

نياز به جنس مخالف يك ميل طبيعي است و اگر در نوجواني نباشد يك بيماري محسوب مي شود.در ابتداي شروع اين ميل در نوجوانان ابتدا با مخالفت با جنس مخالف شروع مي شود.ولي در باطن اين مخالفت در واقع ابراز وجود مي باشدو معمولا با كسي كه بيشتر دوست دارند بيشتر مخالفت مي كنند .ولي با طي اين مرحله اين مخالفت تبديل به موافقت مي شود.و در اين مرحله است كه براي جلب نظر جنس مخالف به ظاهر خود مي رسند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 19:2  توسط مهندس اینانلو  | 

سلام خوبان همراه


منبع تغذيه Power Supply

منبع تغذيه، يك دستگاه الكتريكي است كه مسئول تأمين و تنظيم جريان الكتريكي در رايانه مي باشد. اين قطعه به صورت جعبه اي بزرگ و مستقل در جعبه رايانه قرار دارد و بيشتر خرابي ها را در رايانه به وجود مي آورد.
كار منبع تغذيه اين است كه ولتاژ متناوب (اي سي،
Alternate Current) را تبديل به ولتاژ مستقيم (دي سي، Direct Current) مي كند.

انواع منبع تغذيه

منبع تغذيه داراي ابعاد و شكل هاي مختلفي مي باشند، كه بايد با جعبه و مادربرد نصب شده در داخل جعبه رايانه همخواني و سازگاري داشته باشد. بنابراين، اين سه قطعه بايد از يك نوع باشند. انواع اين اجزاء عبارتند از:

۱- XT
۲- AT desk خوابيده يا روميزي
۳-AT tower برجي يا ايستاده
۴- Baby AT
۵- Rectifierباريك، نقلي
۶- ATX

زماني كه رايانه XT توسط شركت آي بي ام به بازار عرضه شد منبع تغذيه آن شبيه منبع تغذيه هاي قبلي بود، درصورتي كه توان خروجي آنها دو برابر قبلي ها بود. پس از آن زماني كه آي بي ام رايانه AT را ساخت از يك منبع تغذيه بزرگتر براي آن استفاده نمود كه داراي اشكال مختلفي بود. از اين نوع منبع تغذيه استقبال زيادي شد تا جايي كه هنوز نيز در سيستم هاي امروزي از آن استفاده مي شود. نوع برجي يا ايستاده سيستم هاي AT مشابه سيستم هاي خوابيدهAT است. مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي روميزي با مشخصات منبع تغذيه و مادربرد در سيستم هاي برجي فرقي ندارد. تنها فرق آنها كليد هاي برق در مكانهاي متفاوت مي باشد. نوع ديگري از AT وجود دارد كه كوچكتر از نوع ايستاده مي باشد و منبع تغذيه آن نيز كوچك مي باشد، كه بچه اي تي نام دارد. منبع تغذيه جعبه هاي نقلي نيز از نظر مشخصات ظاهري با ساير منبع تغذيه ها تفاوت دارند. در اين نوع جعبه ها مادربردها داراي استاندارد مشخصي نيستند، اما منبع تغذيه آنها داراي استانداردهاي مشخصي است و قابل تعويض نيز مي باشد. منبع تغذيه ATX مانند منبع تغذيه نقلي مي باشد، بنابراين، اين دو قابل جابجايي مي باشند. نوع منبع تغذيه ATX داراي مشخصات و مزاياي زير مي باشد:
۱- سيگنال هاي (a) روشن بودن - Power on و سيگنال هاي (b) توقف    Standby (Soft Power) ۵ ولت   در اين نوع منبع تغذيه وجود دارد.

 ۲- امكان حذف گرماگير (Heat Sink) از روي پردازنده در اين نوع وجود دارد.

۳- مادربردها در اين نوع حاوي قطعاتي به نام تنظيم گر (Regulator) جهت توليد ولتاژ ۳/۳ ولتي نمي باشند به اين علت كه رابط منبع تغذيه به مادربرد ،خود داراي ولتاژ ۳/۳ ولت است.

۴- تهويه به سمت داخل منبع تغذيه صورت مي گيرد تا مادربرد خنك شود. اين كار خود باعث خنك شدن قطعات داخلي و تميز شدن سطح قطعات داخلي مي گردد. ۵- فيش اتصال منبع تغذيه مادربرد۲۰ پايه اي است و امكان اتصال برعكس آن وجود ندارد. منبع تغذيه داراي ولتاژهاي گوناگون با توان هاي مختلف مي باشند مانند:

 ۱- ولتاژ ۵ ولت: اين نوع ولتاژ توسط تمام مادربردها، مدارها و وسايل جانبي رايانه مورد استفاده قرار مي گيرد و رنگ سيم هاي آنها قرمز مي باشد.

 ۲- ولتاژ ۱۲+ ولت: موتور هاردديسك و وسايل مشابه با آن از اين ولتاژ استفاده مي كنند كه در مادربردهاي جديدتر ديگر آن را به كار نمي برند. مدارهاي درگاه هاي سريال نيز از اين ولتاژ استفاده مي كنند. سيم آن نيز معمولاً زرد رنگ است و گاهي اوقات به رنگ قرمز نيز ديده مي شود.
۳- ولتاژ هاي ۵- و ۱۲- ولت: اين دو ولتاژ در رايانه هاي قديمي وجود داشت، اما اكنون در منبع تغذيه ها نصب مي شوند. اين دو داراي جرياني كمتر از يك آمپر هستند.

۴- ولتاژ ۳/۳ ولت: پردازنده هاي جديد از ولتاژ ۳/۳ ولت و يا كمتر استفاده مي كنند، در صورتي كه پردازنده هاي قديمي از ولتاژ ۵ استفاده مي كردند. در پردازنده هاي جديد ولتاژ مورد نياز پردازنده مستقيماً توليد مي شود و بنابراين در هزينه مصرف انرژي صرفه جويي مي شود و از حرارت نيز كاسته مي شود.
۵- سيگنال هاي صحت ولتاژ (قدرت مطلوب): پس از روشن شدن سيستم، منبع تغذيه به مقداري زمان احتياج دارد تا به سطح ولتاژ مفيد و مطلوب برسد و اگر سيستم شروع به كار كند و منبع تغذيه بعد از آن به كار افتد اتفاقات بدي رخ خواهد داد. براي اينكه رايانه قبل از آمادگي منبع تغذيه روشن نگردد سيگنالي به نام (Power good) درستي ولتاژ و يا قدرت مطلوب به مادربرد ارسال مي شود. تا قبل از رسيدن آن مادربرد كاري انجام نمي دهد و در صورتي كه مشكلي در برق به وجود آيد و جرقه اي توليد شود منبع تغذيه اين سيگنال را قطع مي كند و مادربرد كار نخواهد كرد.

 ۶- سيگنال روشن بودن: در منبع تغذيه هاي جديد تابعي تعريف شده است كه به وسيله نرم افزارها مي توان منبع تغذيه را كنترل نمود. اين سيگنال با عنوان روشن بودن و يا تأمين قدرت (Power On) مادربرد را كنترل مي كند و باعث روشن شدن منبع تغذيه مي شود.

۷- سيگنال ۵ ولتي توقف Standby ۵ ولت : اين ولتاژ در حالت خاموش بودن رايانه وجود دارد، اين سيگنال به صورت نرم افزاري در حالت خاموش بودن رايانه آن را روشن مي كند.

اجزاء سازنده منبع تغذيه

۱- مبدل: كه ولتاژ را تغيير مي دهد.

۲- يك سو كننده: جريان متناوب را به جريان مستقيم تبديل مي كند.

۳- صافي يا پالايشگر: امواج را مي گيرد. منبع تغذيه قبل از روشن شدن رايانه چند آزمايش انجام مي دهد، سپس در صورت صحيح بودن سيستم سيگنال را به مادربرد مي رساند. اين حالت حفظ مي شود و در صورتي كه به هر علتي از بين برود دستگاه ريست مي شود. منبع تغذيه به دو صورت خطي و كليدي طراحي مي شود كه نوع خطي ترانس هاي بزرگتر دارند و نوع كليدي از نظر اندازه و وزن و انرژي بهتر از خطي مي باشند. منبع تغذيه هاي خوب يك مقاومت دارند كه از خراب شدن آن جلوگيري مي كند.

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 9:36  توسط مهندس اینانلو  | 

سلام خوبان همراه

به درخواست همکار گرامی خانم داداشیان که وبلاگ آموزش ابتدایی زیر بنای آموزش و پرورش را می نویسند ، این مطالب را برای  درک دانش آموزان تهیه کردم .البته نتوانستم بیشتر از این ساده بنویسم و تازه متوجه شدم تدریس در مقطع ابتدائی تا چه حد دشوار است. 


 يك موتور ساده جريان مستقيم از چهار قسمت اصلي زير تشكيل شده است .

1- قطبهاي مغناطيسي

 2- هاديها

3- كموتاتور

 4-  جاروبك

در موتور ساده هاديها از طريق كوموتاتور و جاروبكها به يك منبع جريان مستقيم متصل مي شود در اينصورت جرياني از هاديها عبور كرده و در نتيجه به هاديها نيرویي وارد ميشود و آنها به حركت در مي آيند.

نحوه ايجادحرکت در موتور ساده: در صورتيكه از يك كلاف تك حلقه كه بين قطبهاي يك مغناطيس قرار دارد جريان الكتريكي عبور كند به بازوي سمت راست نيروي به سمت بالا و به بازوي سمت چپ نيروي بسمت پايين وارد مي شود با وارد شدن دو نيروي مختلف الجهت به دو طرف كلاف طبيعي است كه كلاف حول محورش شروع به دوران خواهد نمود يعني وارد آمدن زوج نيرو موجب ايجاد گشتاور لازم شده است.در اين موتور ساده اگر صفحه كلاف عمود بر خطوط ميدان مغناطيسي قرار گيرد به آن گشتاوري وارد نميشود در ضمن كه گشتاور وارد شده نيز دامنه يكنواخت ندارد براي رفع شدن اين معايب مي بايست تعداد كلافها و تيغه هاي كوموتاتور را افزايش داد كلافها در زاويه هاي مختلف قرار مي گيرند و با هم توسط تيغه هاي كوموتاتور سري مي شوند.

ساختمان ماشينهاي جريان مستقيم
اجزاء تشكيل دهنده ماشينهاي جريان مستقيم را ميتوان به صورت زير دسته بندي كرد:
1- قسمت ساكن شامل قطبها و بدنه
2- قسمت گردان (آرميچر)
3- مجموعه جاروبك و جاروبك نگهدارها
هر كدام از قسمتهاي فوق بطور خلاصه توضيح داده مي شود
1- اجزاء ساكن ماشينهاي جريان مستقيم: قسمتهاي ساكن جريان مستقيم شامل اجزاء زير هستند:
الف- قطبهاي اصلي
ب- قطبهاي كمكي
ج- بدنه

- قطبهاي اصلي: وظيفه اين قسمت تامين ميدان مغناطيسي مورد نياز ماشين است. قطبهاي اصلي خود شامل قسمتهاي زير مي باشد:

- هسته قطب: از ورقه هاي فولاد الكتريكي به ضخامت حدود 5/0 تا 65/0 ميلي متر با خاصيت مغناطيسي قابل قبول تشكيل مي شود.

- كفشك قطب: شكل قطب به نحوي است كه سطح مقطع كوچكتر براي سيم پيچ اختصاص داده مي شود و قسمت بزرگتر كه كفشك قطبي نام دارد سبب شكل دادن ميدان مغناطيسي و سهولت هدايت فوران مغناطيسي به فاصله هوايي مي شود.

- سيم پيچ تحريك: يا سيم پيچ قطب اصلي كه دور هسته قطب پيچيده مي شود، براي جريانهاي كم بايد تعداد دور سيم پيچ تحريك زياد باشد و سطح مقطع آن كم و برا ي جريانهاي زياد تعداد دور كم براي سيم پيچ لازم است و با سطح مقطع زياد

- قطبهاي كمكي: قطبهاي كمكي در ماشينهاي جريان مستقيم از هسته و سيم پيچ تشكيل مي شوند، هسته قطبهاي كمكي را معمولاٌ از فولاد يكپارچه مي سازند. سيم پيچي قطبهاي كمكي نيز با تعداد دور كم و سطح مقطع زياد پيچيده مي شوند.

- بدنه: قطبهاي اصلي، كمكي، جاروبك نگهدارها روي بدنه ماشين محكم مي شوند و بوسيله ماشين روي پايه اش نصب مي گردد. قسمتي از بدنه را هسته آهني تشكيل مي دهد كه براي هدايت فوران مغناطيسي قطبهاي اصلي و كمكي بكار مي رود .

2- قسمت گردان يا آرميچر: در ماشينهاي جريان مستقيم قسمت گردنده را القاء شوند يا آرميچر مي نامند كه از اجزاء زير تشكيل شده است:
الف- هسته آرميچر
ب- سيم پيچي آرميچر
ج- كلكتور يا يكسوكننده مكانيكي
د- محور
ﻫ- پروانه خنك كننده

- سيم پيچي آرميچر: از كلافهاي مشابهي تشكيل مي شود كه با الگوي مناسب تهيه و در شيارها قرار مي گيرد سيم پيچي آرميچر مبتني بر اصول فني بوده و از طراحي ماشينهاي جريان مستقيم تبعيت مي كند.

- كلكتور: از تيغه هاي مسي سخت كه توسط ميكا نسبت به يكديگر و محور ماشين عايق شده اند تشكيل مي شود.

- محور: محور آرميچر ماشينهاي جريان مستقيم بايد از فولادي تهيه گردد كه خاصيت مغناطيسي آن كم اما استحكام آن زیاد باشد. انتخاب كردن محور ضعيف خطر آفرين بوده و ممكن است در مواقع بروز خطا سبب انهدام كلي ماشين گردد.

- پروانه خنك كننده: پروانه خنك كننده سبب تهويه و ازدياد عمر مفيد ماشين ميشود

3- جاروبك و جاروبك نگهدارها: وظيفه جاروبك نگهدار قرار دادن صحيح جاروبك روي تيغه هاي كلكتور است جاروبكها قطعاتي از جنس زغال يا گرافيت مي باشند كه براي گرفتن جريان از كلكتور يا دادن جريان به آن استفاده مي شود.
همانطور كه قبلا اشاره شد سيم پيچي آرميچر مبتني بر اصول فني خاص مي باشد كه در طراحي آن به نكات مهمي از قبيل استحكام مكانيكي، الكتريكي و حرارتي با عمر مفيد و عادي حدود 20 سال حداكثر گشتاور و جريان و ولتاژ با حداقل نوسانات جرقه كم بين زغال و كلكتور و صرفه جويي در مواد اوليه بايد توجه كرد.
بسته به نياز كلافها مي توانند بطور سري يا موازي يا تركيبي از اين دو به همديگر وصل مي شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 6:1  توسط مهندس اینانلو  | 

سلام خوبان همراه


مقدمه ای بر انرژی سیالات

انتقال انرژی از یک محل به محل دیگر توسط یک سیال جاری تحت فشار یکی از سه روش رایج در انتقال انرژی است.دو روش دیگر عبارتند از : انتقال انرژی به صورت مکانیکی و انتقال انرژی به صورت الکتریکی .

در انتقال انرژی به صورت الکتریکی ، از جریان الکتریکی که در کابل ها جاری می شود ، برای انتقال انرژی استفاده می شود.مزیت اصلی این روش انتقال سریع انرژی در مسافت های طولانی است.در انتقال انرژی به صورت مکانیکی از قطعاتی نظیر چرخ دنده ، پولی ، زنجیر و نظایر آنها برای انتقال انرژی در مسافت های کوتاه و با درجه صلبیت زیاد استفاده می شود.

دو مزیت عمده انتقال انرژی از طریق سیال ، قابلیت افزایش نیرو و قابلیت تغییر جهت سریع انتقال ، بدون صدمه رسیدن به سیستم می باشد.ماهیت انعطاف سیال در عبور از شیلنگ های قابل انعطاف ، این ویژگی را ایجاد می کند.بدین ترتیب بسادگی می توان جهت جریان سیال را در سیستم تغییر داد.

سیستم های انرژی سیالات در دو بخش دسته بندی می شوند.

1- هیدرولیک

2- نیوماتیک

در هیدرولیک از یک مایع برای انتقال انرژی استفاده می شود.این مایع معمولا جزو روغن های بر پایه نفت خام است.ولی در نیوماتیک سیال مورد استفاده یک گاز است که معمولا هوا می باشد.تفاوت اصلی بین هوا و روغن این است که هوا قابل تراکم است ولی روغن تقریبا غیر قابل تراکم می باشد.هر یک از این سیستم ها مزایا و معایبی دارند که باید با توجه به نیازهای سیستم از آنها استفاده کرد.قابلیت تراکم هوا یک حالت فنری ایجاد می کند.انبساط سریع هوا به هنگام تخلیه از عملگرها سبب می شودکه عملگرهای نیوماتیکی پاسخ سریعی به فرمان ها بدهند.در مقابل قابلیت تراکم هوا سبب می شود که نتوان جا به جایی قطعات عملگر در یک سیستم نیوماتیکی را با دقت کنترل نمود.قابلیت عدم تراکم پذیری روغن در سیستم های هیدرولیکی باعث می شود که حرکت در قطعات عملگر خیلی آهسته تر از قطعات نیوماتیکی ولی با دقت بیشتری انجام شود.در مجموع می توان گفت سیستم های هیدرولیکی در موارد زیر باید به کار گرفته شوند:

1- هنگامی که قدرت زیادی مورد نیاز باشد.

2- هنگامی که دقت حرکت عملگرها زیاد باشد

3- هنگامی که حرکت آهسته و یکنواخت مورد نیاز باشد.

سیستم های نیوماتیکی نیز در موارد زیر به کار برده می شوند.

1- قدرت و نیروهای کم تا متوسط

2- دقت حرکتی کم تا متوسط

3- عکس العمل سریع

بعضی از مفاهیم عمومی در انرژی سیالات در هیدرولیک و نیوماتیک مشابه هستند.ولی پاره ای از این مفاهیم تحت تاثیر تراکم هوا با هم تفاوت دارند.قابلیت تراکم هوا باعث می شودتحلیل سیستم های نیوماتیکی اندکی پیچیده تر از سیستم های هیدرولیکی باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 22:54  توسط مهندس اینانلو  |